|
|
|
|
|
پنج وارونه چه معنا دارد ؟!
خواهر کوچکم از من پرسيد اینم پنج وارانه قرمز رنگ من تقدیم به شما جاوید |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین1385ساعت 18:8 توسط جاوید
|
|
||
|
|
|
|
|
فقط عاشق ها حق نظر دارند ....
عجب نوشته باحالی بود تو نظرات یه نفر به اسم مانی گفته بود خوب گفتی ولی تو که عاشق نشدی غلط می کنی نظر می دی این یعنی ما تا عاشق نشیم حق نظر دادن در مورد عشقو عاشقی نداریم حالا یکی بگه چرا ؟!؟ بعدش که عاشق شدی که دیگه فایده نداره چون عشق منطق رو نابود می کنه پس آدم قبل از اینکه عاشق شه باید در موردش فکر کنه... اینم عشق آتشین جاوید |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 29 فروردین1385ساعت 13:18 توسط جاوید
|
|
||
|
|
|
|
|
اصل تفاهم ...
سلام مثبت در مثبت می شه مثبت و منفی در منفی می شه مثبت و همیشه مثبت در منفی یا منفی در مثبت می شه منفی این اصل تفاهم بود جاوید |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 27 فروردین1385ساعت 18:33 توسط جاوید
|
|
||
|
|
|
|
|
هند ... سلام چند وقته تلوزیون شدید زده تو کار فیلم هندی حالا جریان چیه من نمی دونم فکر کنم قیمت فیلم هندی ها اومده پایین ؟!؟ جریان فیلم های هندی خیلی جالبه چون همشون مثل همه تو این نوع فیلم ها یک ساعت اول صرف این می شه که هنر پیشه اول فیلم رو اونقدر ببره بالا تا برسه به فضا یک ساعت بعد سرف این می شه که اون یارو رو هر چقدر برده بالا با مخ بیاره پایین !!! بقیه داستان هم اینه که یارو یکم بیاره بالا از این فیلم ها می شه یه نتیجه گرفت که اگه زیاده برید بالا ممکنه با مخ بیایید پایین واسه همین تخیلی فکر نکنید و همون یکم بیاید بالا بسه دیگه شاخ نشید ! خوب هند فکر نکنم کشور جالبی باشه چون نه تو فیلم هاشون و نه فیلم های مستند از این کشور چیز جالبی ندیدم البته خیلی تو فیلم هاشون سعی می کنن کشورشون رو خوب نشون بدن ولی بازم نمی شه (برعکس فیلم ایرانی ها که همش ملت تو بدبختی اینان تو فیلم هندی ها حداقل همیشه یه خونه عظیم می بینی یکی ندونه فکر می کنه همه هندی ها تو قصر زندگی می کنن) یه استاد داشتیم به هند رفتو آماد می کرد می گفت بعضی از محله هاشون اونقدر شلوغه که توش دختر های اینور خیابون با پسر های اون ور خیابون ازدواج می کنن و برعکس البته اونایی و می گفت که خونشون تو خیابونه !!! البته هند با همه عقب موندگی و جلو موندگی هاش !؟! یه مسئله ای توش به خوبی حل شده اونم خواستگاری یه دختر از پسر که تو ایران این مسئله یه تابو اساسی که اگه دقت کرده باشید یه چند سالی تو ایران با فیلم ها می خوان این مسئله رو حل کنن که واضح ترین فیلم در این مورد فیلم دختر ایرونی بود ... البته این مسئله واقعا وجود داره بعضی وقتا هم دخترا از یه پسری خوششون می آد چه ایرادی داره بهش بگن حداقل پسره بدونه این چیزا که نوشتم یاد اون داستانه افتادم که توش می گفت یه پسری یه دختری رو داست داشت و همیشه فکر می کرد که برای دختره مهم نیست وآخر سر وقتی دختره می میره از دفترچه خاطراتش می فهمه که اون دختره هم پسره رو دوست داشت ولی چون هیچ کدوم روشون نمی شده بهم بگن هیچ وقت بهم نرسیدن ... بهتره دیگه در این مورد ننویسم جاوید |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 18 فروردین1385ساعت 17:17 توسط جاوید
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام اوه اوه اینجا چه خاکی گرفته اینجا چند وقته ننوشتم اینجا دلم واسش تنگ شده بود الان که دارم می نویسم هنوز نمی دونم این نوشته چندمم می شه به هر حال فکر کنم آخرین پستم یه ماه پیش دادم ایتجا چون حدود بیست روز سیستم نداشتم بعدشم از این ورم یه چهار پنج روز گرفتار یه سری کار های عقب افتاده اینترنتی بودم از اون ورم که ولش کن اصلا ... نمی دونم چی شده هوس کردم به زنم تو کار عشقو عاشقی این حرفا (حالا دور بر ندارید که گفته بودم این چیزا رو قبول ندارم) البته خبری نیست همین جوری یه مدتی زیاد در این موارد مطالعه کردم به یه سری نتایج جالبی رسیدم که قبلا بهش نرسیده بودم واسه همین این چیزا رو قبول نداشتم البته الانم هنوز رسما این مسائل رو قبول ندارم که بعدا در موردش بحث می کنیم . به هر حال به این دلیل که کفگیرمون ته دیگ خورده دیگه همیشه صبح ها پا می شم واسه اینترنت و بیشتر سعی می کنم از اینترنت های شبانه استفاده کنم اون روزانه ها رو می ذارم واسه کار های واجب تر به هر حال از این به بعد یکم هم عشقی می نویسیم حالا واسه کی خودم هم نمی دونم !؟! الان از بیرون که اومدم خونه تلوزیون رو روشن کردم کارتون متی کمان آخرش بود بچه که بودم از این کارتون خیلی خوشم می اومد یادمه بابام بهش می گفت این کارتونه نوکرم شید چی نگا می کنی :) راستم می گفت آخرش یه علامت در می آورد همه نوکرش می شدن !!! الان چند سالیه که این کارتون رو هر وقت شهادتی عذاداری چیزیه فقط نشون می ده البته حق هم دارن اون قدر تلوزیون از این عروسک های رنگاوارنگ و خاله عمو های مجری پر شده که دیگه به این کارتون ها نمی رسه زمان ما از این خبرا نبود البته حالا کارتونش چیز مالیم نبود همیشه خدا یه داستان داشت که به جور های مختلف بیان می شد همیشه این رئیس و کلانتر روستا ها آدم های خلاف بودن که سر مردم کلاه می ذاشتن آخرشم نوکر این یارو می شدن !!! به هر حال این کارتون ها هم تاریخ مصرفشون گذشته و فقط واسه ما ها خاطره دارن الان دوران دیجی مون این خاله عموهای مجریه ؟!؟ نمی دونم چی شده اینقدر تایپم افتضاح شده خیلی غلط املائی دارم موقع تایپ فکر کنم سرعتم رفته بالا به همون نسبت غلط هامون هم زیاد شده این سرعت تایپم منو گشته از بس وبلاگ نوشتیم بدون اینکه رو کیبورد من یه دونه کلمه فارسی جاش مشخص باشه تایپ می کنم فارسی اونم با سرعت نسبتا خوب همیشه هم برادرم شاکی بود می گفت بذار از این آشغال ها بچسبونم رو کیبور تا منم بتونم تایپ کنم ولی من نذاشتم هیج وقت این کارو بکنه. الانم که رفته سر خونه زندگیش کامپیوتر واسه من اختصاصی شده … فعلا بسه بعدا بازم می نویسم عشق رو عشق است ... جاوید |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین1385ساعت 20:13 توسط جاوید
|
|
||