|
|
|
|
|
برو بابا ....... وقتي يه چيزي رو خراب كني نمي توني مثل اولش درست كني ! مخصوصا چيزايي كه سخت ساخته مي شن ! |
||
|
+
نوشته شده در جمعه 29 آذر1387ساعت 22:49 توسط جاوید
|
|
||
|
|
|
|
|
شايدم آخرين نوشته ! خسته شدم از بس همه بارم كردن هيچي نگفتم چرا ، شايد طرفم ناراحت بشه ! جاويد چرا فلان جا فعلا چيزو گفتي اون ناراحت مي شه اون اينجوري اون اونجوريه ! ولي هيچكس نگفت جاويد اينجوريه ! اونقدر بارم كردين و هيچي نگفتم كه سنگين شدم اونقدر سنگين شدم كه الان احساس مي كنم له شدم ! هيچكس نخواست فكر منو بكنه همه فكر كردن من چيكار كردم كه فلاني ناراحت شد ! فلاني بره به جهنم ! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 11 آذر1387ساعت 21:9 توسط جاوید
|
|
||
|
|
|
|
|
يخ زديم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 11 آذر1387ساعت 10:56 توسط جاوید
|
|
||
|
|
|
|
|
هم شهري كه نيستيم !
همکار که نیستیم ! هم دانشگاهي هم كه نيستيم ! هم سنم که نیستیم ! هم رشته هم که نیستیم ! به هم هیچ ربطی هم نداریم ! پس چرا با هم حرف می زنیم وقتی می گی دوستم نیستیم !!!! دوستان ما رو باش ! حالا اينو ول كن اون يكي رو بچسب !!!! بعد طرف هنوز يه ماه نشده با من گفتگو مي كنه ديتا بيس سايتش دست من بوده ! حالا مي گه بيا سايت بزنيم با هم وقتي مي گم نمي تونم اعتماد كنم ناراحت مي شه اينا رو كه از فاصله يه متري ديديم اينجورين واي به حال اونا كه نديديم ! اونم كه دوست صميمي بود هم كه به طرز عجيبي به بهونه بارون پيچيد مارو ! يادتون باشه وقتي پيچوندمتون نگيد چرا ! خوشبختانه اون انگيزه هنوز هست !فكر كنم تنها هم مي شه زندگي كرد! پ.ن : همچنان سرديم با برخورد امروز دوستان احتمالا سردترم مي شيم ! اميدوارم يخ نزنيم ! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 10 آذر1387ساعت 21:14 توسط جاوید
|
|
||
|
|
|
|
|
متوجه شدم اونقدر پرنگم که به این راحتی کمرنگ نمی شم در نتیجه تصحیح می کنم سرد می شویم نه کمرنگ ! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 10 آذر1387ساعت 14:12 توسط جاوید
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام يادش بخير اول دبستان كه بهمون توضيح مي دادن چرا يك به علاوه يك مي شه دو ! اين روند تا آخراي دوران راهنمايي ادامه داشت يعني هر چي بهمون ياد مي دادن تو رياضي مي گفتن ، چرا اينجوري شده و اين كجا به درد مي خوره ! دبيرستان رسيديم به حد و مشتق و نمي دونم انتگرالو اينا كه هيچ وقت نفهميديم كجا به درد مي خورن و چرا تو مشتق گيري اين فرمولا رو به كار مي برن اينا هر جا هم معلم محترم تمرين حل مي كرد ! نصفه نيمه مي نوشت مي گفتا بقيشم معلومه ديگه !ما هم بي خيال زندگي بوديم الان كه رفتم دانشگاه و سه تا رياضي با هم دارم مي فهمم كه هيچي رياضي بلد نيستم ! هنگ كرديم ! خدا به داد برسه اينا چجوري مي خواد پاس بشه ! كاشكي بين اين همه دوست كامپيوتر باز يه دوست داشتم كه رياضيش خوب بود و بهمون كمك مي كرد ! يه دوست آشنا به رياضي و انتگرال گيري هاي خفن يعني دو گانه اينا نياز منديم ! خوب بگذريم ! اينا رو نمي نوشتم عقده مي شد ! مدتيه احساس مي كنم ، دارم اطرافيانم رو ناراحت مي كنم ! و مدتيه كه كلا خود درگيري پيدا كردم ! در مورد موضوعي كه براي خودم هم عجيبه در نتيجه براي مدتي كمرنگ مي شيم ! توجه داشته باشيد در دوراني كمرنگي همه كارام عشقيه ! يعني ممكنه زنگ بزنيد و من جواب ندم در مورد ايميل و اس ام اس و پي ام هم اين موضوع صدق مي كنه ! كلا به گيرنده هاي خود گير نديد خودتون اينجوري خواستيد ! همه به خودشون فكر مي كنن ، اينم قبلا گفتم ! در دوران كمرنگي وبلاگ مي نويسم همچنان شايدم بيشتر بنويسم ولي خودم سردم حتي اگه جواب تلفن بدم ! جاويد |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 9 آذر1387ساعت 22:53 توسط جاوید
|
|
||
|
|
|
|
|
و اما الکامپ و تلکام که بعد از اینکه نمایشگاه تکنولوژی باشه اولین و تنها نمایشگاه مد لباس زنانس !!!!! ساعت ده و ده دقیقه صبح بود تقریبا رسیدم محل دائمی نمایشگاه ها رفتیم یه نقشه بگیریم ببینیم کی به کیه ! آقا چشمتون روز بد نبینه یه دکه کوچلو بود که یه خانوم کوچلو توش نشسته بود دونه دونه نقشه می داد دست مردم ! له شدیم وسط مردم همین که خودمون رو رسوندیم به خانومه گفت نمی دم مثل آدم تو صف وایسید ! ولی دید هیچکی آدم نیست بلا نسبت خودم ! بی خیال شد شروع کرد دوباره نقشه دادن ! نقشه گرفتیم دیدم کل هفت هشت تا سالونه پشت نقشه هم اسم غرفه ها رو نوشته بود ! دست کردم تو جیبم خودکار در بیارم که هر جا رفتم علامت بزنم دیدم زرشک خودکارمم مثل هندز فریم نیاوردم ! گفتیم خیالی نیست نهایت از همین مدل های لباس یه خودکار می گیریم ! جاتون خالی رفتم تو اولین سالن دم دست دیدم دریا کامپیوتر داره خودکار اشانتیون می ده ! گفتم ای ول کاشکی از خدا یه چیز دیگه خواسته بودیم رفتم یه دونه برداشتم دیدم ماژیکه نه خودکار ولی به هر حال کار منو راه می انداخت !!!! یه دور زدم دیدم حال نداد ! نقشه رو گرفتم دستم گفتم بذار از بخش نرم افزار شروع کنیم بعدش همه سالن ها رو می رم . اومدم بیرون رفتم تو سالن نرم افزار نرم افزار که چه عرض کنم همشون از این فروشگاه اینترنتیا داشتن که با asp نوشته شده و فقط رو سرور ویندوز نصب می شه یا ازینا بودن که فضا می دادن با پرتال بعد شما فقط لازم بود یه دامنه وصل کنی به فضات دیتا بیستم مال خودت نبود ! قیمت ها هم که عجیب فضایی بود !!!! فکر کره بودم تو نمایشگاه رسانه های دیجیتال گرون ترین نرم افزار رو پیدا کردم ولی اشتباه می کردم چون یه نرم افزار بود تو مایه های مولتی مدیا بیلدر خودمون ولی فارسی به قیمت 2800000 تومن ( دو میلیون و هشتصد هزار تومن ) تازه مد لباسه از من پرسید از کجا اومدید من که هنگ کرده بودم گفتم هفت تیر !!! گفت نه کدوم شرکت !؟ گفتم شرکت داده گستر اینترنت یاران ! ( شرکت من در آوردی ! ) گفتم به هر حال نرم افزارتون به کار ما نمی آد کارمون در اون حد نیست ! کلا چیز خاص دیگه ای تو بخش نرم افزار نبود نرم افزار هایی با قیمت های بالای صد تومن که به جرات می گم اکثرا هم کارایی ندارن و نکته جالبی که هست وقتی ازشون می پرسم این نرم افزار پشتیبانی داره تقریبا نود درصدشون می پرسن منظورت از پشتیبانی چیه می گم مثلا ورژن جدیدش بیاد قابلیت آپدیت داشته باشه می گن پشتیبانی داره ولی نه در اون حد ورژن جدیدش بیاد باید بخرید ! بشین تا بیام ازت بخرم ! رفتم طبقه بالا سالن نرم افزاری ها دیدم یه غرفس بچس که داره از سر و کول غرفه بالا می ره ! رفتم ببینم غرفه چیه دیدم بنده خدا شرکت هاستینگه ! این بچه ها هم آویزون شدن که کاتولوگ بگیرین سن بچه ها بین شیش تا هفت سال بود و صد در صد از طرف یه مدرسه اومده بودن که نمایشگاه رو به طرز عجیبی به گند بکشن ! موقع خروج از سالن نرم افزاری هم یه دسته دختر مدرسه ای تو مایه های راهنمایی دیدم که مدیرشون گفت فقط نیم ساعت اینجا ول می چرخین ! بیرون آمدیم رفتیم تو یه سالین دیدم از هشتاد کیلومتری یه تابلو عظیم خود نمایی می کنه که روش نوشته Sony ! ای ول شرکت خارجی اونم سونی ولی زرشک یه دونه پلی استیشن سه یا پی اس پی برا نمونه اونجا نبود !یکم که درو دیوار غرفه عظیم سونی رو نگا کردم دیدم همه جاش نوشته ایران رهجو !غرفه سونی تک نبود حدود چهارتا غرفه بقل هم وسط سالن بود که هر کدوم اختصاص به یه چیز خاص داشت مثلا یکی فقط دوربین می فروخت که اگه با نیش باز از جلو دوربینه رد می شدی ازت عکس می گرفت ! ( سیستم هوشمند تشخیص چهره خندان ! ) خانم و آقا هم حالیش نبود یه طرفم همش تلوزیون بود یه طرفم چیزای موسیقی یه طرفم چیزای متفرقه ! جالب بود بد نبود بیرون اومدیم دیگه ظهر شده بود رفتیم یه ساندویچ خریدیم نشستیم بخوریم مگه در سسش باز می شد از این سس پلاستیکی ها بود هر چی هم باهاش ور رفتم نتونستم بازش کنم منم بی خیالش شدم ! دیگه خیلی خستم بود یه سری دیگه گشتم تو همه غرفه ها چیز جالبی ندیدم سرور و کیس و اسپیکرو از این چیزا البته مدل های خفن ! یه جا هم بود یه سری بیکار نشسته بودن خفن بازی در در آورده بودن اور کلاک کرده بودن یه مشت تصویر سه بعدی نشون می دادن که مثلا سنگین بود ! یارو یخ خشک می ریخت رو سی پی یو !!! آخ نمی دونید چی دیدم اونجا غرفه بلاگ اسکای یه غرفه کوچلو تو یه جایی که اکثریتی که همین جوری کیلویی می رن نمایشگاه عمرا ببیننش ! رفتم جلو آقاهه گفت می خواید براتون توضیح بدم گفتم من کلی آرشیو دارم تو بلاگ اسکای ! یارو گفت اسم بلاگت چیه گفتم javid.blogsky.com گفت فکر کنم دیدم بعد تصحیح کرد البته صد در صد دیدم بله بین دویست سیصد هزارتا وبلاگ ، وبلاگ من تابلو بوده ! دیگه خالی نبند دیگه ! گفتم البته مدتی دیگه نمی نویسم گفت چرا گفتم سایت شدیم می گه بیا دومینتو وصل کن به وبلاگ ، تو دلم گفتم خیلی خزی ! ولی تو جواب گفتم اون موقع که من سایت شدم شما از این امکانات نداشتید ! اینا کلی خاطره زده شد اونجا رو دیدم ! تنها غرفه ای هم که عکس گرفتم همین بلاگ اسکای بود تو دفتر یادگاریشم یه چیزی نوشتم که احتمالا رو سایتشون می ذارن ! دیگه وقتی اومدم بیرون یه سالن بود پیچیدم توش دیدم همش شرکت های خارجین ! دیدم فاز نمی ده رفتم یه سالن دیگه که کل سالن تقریبا مال ایرانسل و مخابرات بود دقیقا مثل پارسال ! جالبترین نکته دیگه تو نمایشگاه امسال شرکت فروشگاه های هماهنگ لاوان بود که به طرز عجیبی تو دم در هر سالنی که وارد یا خارج می شدی یه غرفه داشت که از این کارت های آبی بدرد نخور لاوان که من یه ماه پیش گرفتم می داد به ملت ! دیگه همین دیگه در کل می تونم بگم نمایشگاه سال قبل خیلی بهتر از امسال بود از همه نظر ! حتی می تونم بگم نمایشگاه رسانه های دیجیتال امسال هم از همه نظر بهتر از این نمایشگاه بود البته نمی شه زیاد انتظار داشت تکنلوژی که زیاد تو ایران ازش استفاده نمی شه در نتیجه نمایشگاهشم نمی تونه زیاد مهم باشه ! پ.ن : گشت ارشاد هم بود ولی به هیچ عنوان با مدل های لباس که با یه کارت آویزون از بقیه مدل ها جدا می شدن کاری نداشت ! پ. ن دو : رنگ صورتی همچنان مده ! پ.ن سه : صد در صد غلط زیاد داره چون من تو ویندوز ویستام و کیبوردم هم غیر استاندارده ! همین! |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 4 آذر1387ساعت 15:56 توسط جاوید
|
|
||