تبليغاتX
برای خودم
ديگه اينجا به روز نمي شه همين ...
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 اسفند1387ساعت 22:33  توسط جاوید  | 

يه سري كارا هست كه هر وقت مي آيم انجامشون بديم مي گيم الان زوده ! يه سري كارا هم هست كه بازم وقتي مي خوايم انجام بديم مي گيم الان ديره ! مسئله اينجاست كه هيچ وقت زود يا دير نيست ! تنبلي ماست كه اينجوري خودشو نشون مي ده ... فكر كنم يه شيش ماه يهست كه مي خوام ميزم كامپيوترم رو خلوت كنم !

دم عيد شده ، ديگه همه از عيد مي گن و چهارشنبه سوزي ! دو تا كار رسما پول آتيش زدنه يكي سيگار كشيدنه يكي هم ترقه تركوندن ! تقريبا سال هاست كه روز چهارشنبه سوزي بيرون نمي رم چون خطر مرگ داره ! حالا اون كسي كه بمب دست ساز مي تركونه به درك مي زنه يكي ديگه رو ناقص مي كنه ، دبيرستان كه بوديم يكي از بچه ها تو راه پله خونشون با يك و نيم كيلو مواد منفجره تركيده بود قدرت انفجار به حدي بود كه از تو راه پله بعد از انفجار از اتاق خواب يكي از واحد ها سر در آورد ( البته ما كه نديديم فقط شنيديم) حيف نمرد ! فقط يكم زغال شد ! ديگه هم مدرسه نيومد ... پس دم عيد بهتره از نفجر شدن خودتون و ديگران خود داري كنيد و حدالامكان بيرون نريد .....

ديگه اينكه امشب از اون شباست كه من از زمين و آسمون هر چي به ذهنم برسه مي نويسم ! مدت هاست كسي نبوده كه بشينيم با هم دو كلام حرف بزنيم ، ريختم تو خودم الان يه جورايي تخليه انرژي دارم مي كنم ! همه هم مدتيه از فرط بيكاري مي خوان براي من زن بگيرن يا زور چپوني منو با دختر فلاني آشنا كنن و هر جوري كه شده اصرار دارن كه فلاني خيلي شبيه منه ، البته من هر چي نگا كردم هيچ شباهتي نديدم نه اون موهاي بورش شبيه مو هاي من بود نه اون چشماي سبزش !!! نه اون ماشين سي ميليونيش به من مي خورد  كه هنوز نرفتم گواهينامم بگيرم ! حالا كجاي اين شبيه منه خودمم نمي دونم ! البته فكر كنم اون كسي هم كه اين حرفو زد خودشم نمي دونست !!!! ديگه خسته شدم از بس به اين و اون گفتم بابا من هنوز دستم نصفه تو جيبه خودم مي ره و نصف ديگش تو جيب پدر مادره ولي مگه گوش مي دن ! خوب ديگه اصرار نكنيد من فعلا مي خوام درس بخونم !!!!

آي جاتون خالي چند روز پيش داشتم يه سري اطلاعات رو مستقيم از بانك اطلاعاتي سايتم ويرايش مي كردم فقط نمي دونم چرا چند خطش غيب شد ! كلا چند روز دنبال اون خطا مي كشتم نگو جا به جا شده بود غيب نشده بود به اين مي گن سر كار رفتن اونم چند روز ! نكته مثبتش اين بود كه حداقل فهميدم با اينجور ويرايش ها امكان جا به جايي خطوط وجود داره ! دليلشم همچنان معلوم نيست !

از دنياي كامپيوتر خوشم مي آد ، سرو كله زدن باهاش خيلي جذابه مثلا يه برنامه نوشتي مي ببيني خطا مي ده يه ماه مي شيني فكر مي كني و كدا رو نگا مي كني آخرش مي فهمي كه آخر يه خط يه نقطه نذاشتي !و وقتي اون نقطه رو مي ذاري هم شاد مي شي و اعصابت خورد مي شه كه يه ماه علاف بودي و اين يه جورايي تو حالت روحيت تعادل ايجاد مي كنه ،‌نظريه من در آوردي رو داشتين !

تازگيا كشف كردم وقتي احساس نياز دارم با يكي درد دل كنم گلوم خشك مي شه واسه همين يه بطري آب مي ذارم دم دستم و هي مي خورم ازش ولي چون گلوم خشكه يه جورايي گير مي كنه تو گلوم ! الانم همين جوريم نه اينكه كسي نباشه واسه درد و دل نه آدم كه زياده اراده كنم از زمين و زمان آدم فضول مي ريزه كه حرفاتو گوش كنه بره آبروتو همه جا ببره !!! آدم هست ولي آدمش نيست !

الان ديگه يهويي نوشتنم نمي آد !

+ نوشته شده در  شنبه 24 اسفند1387ساعت 1:59  توسط جاوید  | 

سلام

ديشب من بيهوش شدم ، كار خاصي هم نكرده بودم نمي دونم چرا اينقدر خسته بودم ، اونقدر خسته بودم كه وقتي رفتم تو تختم كه ادامه كتابم رو بخونم بعد از دو سه صفحه خوندن تقريبا خواب بودم كتاب رو گذاشتم بالا سرم ولي اصلا حسش نبود تا چراغ برم و خاموشش كنم ! بي خيال چراغ شدم بالاخره يكي پيدا مي شه كه بياد تو اتاق خاموشش كنه ! و صبح كه بيدار شدم چراغ خاموش بود ! فقط ميسنجرم رو كسي نبود سينگ اوت كنه نمي دونم چرا با ريموت موبايلم ، ميسنجرو نبستم !!! يعني در اين حدم حال  حوصله نداشتم ! خدا رو شكر ديشبم كسي زنگ نزد به موبايلم بيدارم كنه ، چون اونقدر حسش نبود كه موبايلم رو سايلنت كنم و هميشه دوستان هميشه در صحنه كه كرم دارن نصف شب زنگ مي زدن حال و احوال ، ديشب كرم نگرفتشون ...

تنها چيزي كه موند اين بود كه من هميشه شبا كار مي كنم ، از ساعت يازده تا حدود سه صبح  و تازگيا چهار صبح! ديشب كسي اينكارو نكرد ولي صبح كه بيدار شدم ديدم همه چي خود به خود به خوبي پيش رفته!من نوع كارم جوريه كه الان اگه هيچ كاري هم نكنم اون كار خود به خود انجام مي شه ولي من كار رو انجام مي دم كه به انجام شدنش سرعت بيشتري بدم ولي ديشب با سرعت تمام اون كار خودش انجام شد حتي سريع تر از شب هاي ديگه !

نمي دونم ديشب شب خوبي بود يا امروز روز خوبيه !
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 9:28  توسط جاوید  | 

سلام

من آدميم كه به اعتقاد خيلي ها هميشه بدترين حالت ممكن رو مي بينم ، يعني يه جورايي اطرافيان اعتقاد دارن تو سياهي مطلق سير مي كنم ! ولي نكته جالبش اينجاست كه بازم همون خيليا اعتقاد دارن كه من آدم بي خيال و الكي خوشيم ! و برا اون خيليا خيلي عجيبه كه من كه هميشه بدترين حالت مي بينم انقدر به قول خودشون بي خيالم ! ولي وقتي آدم بدترين حالتم بدونه و بازم بدونه كه نمي تونه تغييرش بده چه مرضيه خودشو اذيت كنه !! اين نكتش بود كه تا حالا نديدم كسي بهش دقت كنه !


+ نوشته شده در  دوشنبه 19 اسفند1387ساعت 19:23  توسط جاوید  | 

سلام

به طور قطع و يقين يكي از لذت بخشترين كارهايي كه آدم مي تونه تو اين دنيا بكنه خريد كردنه ! معمولا تو خريد كردن اتفاقات جالبي هم مي افته ... امروز ديگه ته مونده هاي پولام رو جمع كردم برم يكي ديگه از آرزو هامو بخرم !لازم بذكره كه صبحش قيمت گرفته بودم ارزون ترين فرد بهم گفته بود 55 هزار تومن گرون ترينم نود هزار تومن ! دقيقا پنجاه و پنج هزار تومن با خودم برده بودم هيچ پول ديگه اي همرام نبود...! اين داستان واقعيه !

رفتم تو مغازه آقا ... داري ؟!؟

آره ...

چند ؟!

55 هزار تومن ...

يكي بده !

آه اينا رو كجا گذاشتم ؟! (هي اينور و انور رو گشت) كجا بود اين همه داشتيم ! آقا يكي رو اين هست ! همونو تست كن بده به آقا !

دست دوم ؟!؟

آقا نوش چينيه بدرد نمي خوره !

نه دست دوم نمي خوام ! ممنون ....

ارزش نداره اون يارو نوشو صبح مي گفت هفتاد تومن واسه پونزده تومن جنس دست دو بخرم ! معلوم نيست دست كي بوده ، چيكارش كرده !! رفتم عابر بانك تجارت شعبه الكترونيك 24 ساعتش پونزده تومن پول ورداشتم پولام دقيق شد هفتاد تومن ! برنامه عابر بانكش انگار جديد بود خيلي خفن بود آخرشم با يه صداي عربده مانندي به زبان انگليسي از اينكه از خدمات بانكي شون استفاده كرده بودم تشكر كرد ! بنده خدا نفهميد كارتم مال بانك اقتصاد نوين بود !

خوشحال رفتم تو مغازه اي كه صبح گفته بود هفتاد تومن !

آقا ... داري ؟!؟

آره هشتاد تومن !

مرسي !

زرشك اينا قاطينا ! صبح گفت هفتاد تومن حالا مي گه هشتاد تومن ! بذار ببينم اين كه صبح مي گفت نود تومن چند مي گه اينا كه رو هوا قيمت مي دن بگه هفتاد تومن رو هوا ازش مي خرم !

آقا ... چند ؟!؟

نودو پنج تومن !

د بيا اينم پنج تومن گرون شد از صبح تا الان !

سرخورده از پاساژ اومدم بيرون بذار از اينم بپرسم ببينم چند مي گه !؟!

آقا ... داري ؟!؟

در حالي كه داشت با يه مشتري سرو كله مي زد !آره هفتاد تومن !

يدونه بده :)

يكم صبر كن ! (طبيعتا مشتري كه داره ميليوني خريد مي كنه ارزشش از من بيشتره ! )

مشتري بيرون رفت ...!

آقا چند گفتم بهت ؟!؟

هفتاد تومن

نه آقا من يه چيزي پروندم همين جوري هفتاد نمي تونم بدم !

حالا گفتي ديگه اذيت نكن بده ما بريم .

كجا گذاشته بودمش . هفتاد نمي تونم بدم چند قيمت داري ؟!؟

صبح يكي مي گفتا هفتاد ولي الان مي گه نود و پنج !

كي ؟

اين مغازه ...

نه اون عمرا بهت هفتاد بده ! يه چيزي پرونده !

مرسي اومدم برم بيرون ، كه گفت آقا حالا صبر كن يكم ، بذار بگردم پيداش كنم كنار مي آييم !

من هفتاد تومن بيشتر ندارم !

باشه حالا بذار بگردم

نزديك يه ربعي گشت ، يكي دو تا مشتري هم را انداخت ! هيم چرت و پرت مي گفت بچه ها فروختنش فكر كنم ! (حالا هيچكس به جز خودش تو مغازه نبودا ! من هر روز مي رم اينا رو مي بينم كدوم بچه ها ) يكي دو جا هم زنگيد هيچكس نداشت ! تريپ مورسي به ديوار مغازشم كوبيد مغازه بقلي گفت چه مرگته ؟!؟ آقا ... داري ؟! نه نداريم !

آقا نداري نمي خواد خيلي هم واجب نيست ( واقعا ديگه بي خيال شده بودم)

اونو پيداش نكردم ، اگه مي خواي يه دونه از رو ... نو ور مي دارم ولي هشتاد بهت مي دم ! مال ... ديگه بخوام بفروشم مي گم ... ش رو فروختم !

واقعا هشتاد تومن ندارم ، اگه داشتم كه مي دادم ! مرسي آقا خداحافظ ...

داشتم مي رفتم ، تقريبا كمي هم دور شده بودم از مغازه ، يه دفعه ديدم يكي صدام مي كنه آقايي كه ... مي خواستي ! فكر كردم از اين دستفروش هان كه مثل گرگ واي مي ايستن ده برابر مغازه چيز دست نودم بهت مي دن ! دوباره صدام كرد برگشتم ديدم مغازه دارس ! گفتم اي ول پيدا كرده !

آقا چه زود نا اميد مي شي ،‌داري مي ري !

چيكار كنم هيچكس نداشت خوب !

فكر كنم دلش سوخت به حالم ، خيلي خسته بودم كلا تعطيل و كمي گيج مي زدم !

باشه آقا بيا از همون ... نو باز مي كنم هشتاد ،‌ده تومنش رو هر وقت اومدي اينور بيار بده !

خيلي سريع فكر كردم ، ببينم ارزش داره يا نه ، به اين نتيجه رسيدم كه نه ارزش نداره ، نه مرسي عجله اي ندارم بعدا پولش جور شه مي آم مي خرم !

خوب آقا چه كاريه بيا همينو ور دار ده تومنش رو بعدا بده ...!

آقا شايد من تا يه ميليون سال ديگه از اينجا رد نشدم شما هم مرده بودي :)

اشكال نداره هر وقت اومدي بيا بده من هميشه همين جام ...

عجب گيري داده ولم نمي كنه ، منم اگه هشتاد پول اينو بدم ديگه كلا از نظر مالي تعطيل مي شم !

آقا راستشو بخواي دوست ندارم به كسي بدهكار باشم ، حتي يه روز ( واقعا هيچ وقت دوست نداشتم به كسي بدهكار باشم)

اونم يه لحظه فكر كرد و گفت :

باشه بيا از رو ... نو باز مي كنم هفتاد ور دار ببر ! اين همه را اومدي دست خالي بر نگردي !

تو دلم گفتم :‌ جون عمت ! كمتر بخواي مي توني بدي ولي بازم دمت گرم :) از كجا مي دوني اين همه را اومدم خونه ما همين بقله !

رفتم تو مغازه ،همين جور كه داشت جعبه ... نو مي آورد پايين گفت حالا خدا كنه توش باشه قبلا مال اون يكي رو فروختم نمي دونم مال اينم فروختم يا نه !

تو دلم گفتم ، اگه توش نباشه ديگه مي زنمت !

جعبه رو آورد پايين توش بود بازش كرد داد بهم ! بعد گفت اين چيه اضافه درست كردن نمي تونستن كوچيك تر بسازنش !رفت اون ور ، راستشو بخواين حركاتش خيلي مشكوك مي زد !پول رو دادم بهش يه تراول پنجاه تومن و بيست تومن هم شمردم دادم دستش گفتم بيا

كيفمو نگا كن ديگه هيچي ندارم ! اين نو ديگه !

گفت نه آقا اين حرفا چيه پولو گرفت و گفت آره نو ! همين جوري از يه سوراخي رفت پايين منم داشتم نگاش مي كردم گفت : 68 تومن ! (گفتم كه گيج مي زدم) ! گفتم 68 تومن بود آره بيا بشمر ! داد دستم دوباره ! خوب پنجاه تومنش كه تراول بود گذاشتم رو ميز شمردم ديدم راست مي گه ! گفتم مطمئني گفت آره ديگه ، گفتم ببخشيد ديدم راست مي گه بنده خدا يه دو تومني تو كيفم مونده بود ور داشتم دادم بهش دوباره شمرد !‌گفت درسته ، يه پلاستيك بهم داد ! گفتم چيزي كه بدهكار نشدم ؟!؟

همچنان كمي تا قسمتي پايين بود و گفت نه ! ... گذاشتم تو پلاستيك سه دور چرخوندمش گفتم دستت درد نكنه گفت خيرشو ببيني ، همچنان كمي تا قسمتي پايين بود و تراوله هم رو ميز بود بهش گفتم اين يادت نره البته فكر كنم نشنيد و رفتم بيرون !

نمي دونم چرا ولي همش احساس مي كنم اون مغازه داره اون تراوله رو گم مي كنه ! كه البته ديگه به من ربطي نداره ......! احساس بعدي كه داشتم اين بود كه اين خيلي مشكوك بود نكنه ... ش دست دوم بوده و من رفتم بيرون بسته رو يه .... الكي به اسم نو كرده تو پاچه ما ! واسه همين دو باره درش آوردم نگاش كردم ظاهرش نو بود ! گفتم بي خيال حتي اگه دست دوم هم باشه از اون دست دومي كه اون مي خواست بهم بده 55 ظاهري به مراتب قشنگ تر داره ! حداقل اندازه نيم كيلو خاك روش نبود !

دوست نداشتم بگم چي خريدم ، واسه همين همه جا از ... استفاده كردم فكر كنم فقطم مغازه داره اگه اينجا رو بخونه بفهمه منظورم چي بوده ! امروز يكي از جالب ترين تجربه هام رو تو خريد داشتم اينكه يه فروشنده اينجور بياد دنبالت و احسا اينكه مغازه داره دلش برام سوخت كه آخر راضي شد هفتاد بده  خيلي برام جالب بود !

اتفاق ديگه اي كه امروز افتاد و البته براي من عادي بود ولي بد نديدم اينم تعريف كنم ! بعد از اينكه ... خريدم و خونه تستش كردم و كلي حالشو بردم و چيزاي عجيبي توش ديدم كه مجبور به جستجو تو اينترنت شدم و متوجه شدم كه ظاهرا اين مسائل عاديه براي اين ، مطمئن شدم كه نو بوده .

پولامو اينور اون ور كردم ديدم خيلي پول برام نمونده ، نگا كردم ببينم واجب ترين چيزي كه نياز دارم الان چيه ! ديدم دي وي دي خام كم دارم پس پيش به سوي وليعصر ! يه ده  تومن ور داشتم زدم بيرون ! وليعصر كه رسيدم قيمت ها رو نگا كردم ديدم همه دي وي دي خاما تقلبيه ! بي خيال ديگه اسمش زياد مهم نيست رفتم يه مغازه اي كه قبلانم ازش چيز خريده بودم فروشندش از اون آدم هاست كه سعي مي كنه مشتري رو قانع كنه براي خريد يه چيزي و معمولا موفق مي شه از سر و كله زدن با آدم هاي اينجوري خوشم مي آد !

آقا دي وي دي پرينكو داري ؟!؟

170 !

يه بسته بده ...

چرا از اينا مي بري تقلبيه اينا !

اينا همشون يه آشغاليه ، هيچ فرقي نداره !

نه آقا ،‌اين چه حرفيه ورداشته يه دي وي دي 400 تومني نشونم مي ده مي گه بيا از اينا ببر ، پونزده سالم ضمانت مي دم بهت !

برو آقا من خودم عمريه تو كار تكثيرم ، چيز گرون نمي خوام !

بقل خيابون كه جنس نمي فروشي ؟!؟ من ديروز دي وي دي دادم دوستم برام رايت كرده بود يه ساعت و نيم فيلم رو ديدم ديسكش خراب بود بس كه جنسش آشغال بود اعصابم خورد شد و اينا چيز خوب ببر مشتري هم ازت راضي باشه !

نه عزيزم تو اينترنت چيز مي فروشم ( ديگه اون خالي مي بنده بذار ما هم ببنديم كي به كيه !)

ديگه بدتر رايت مي كني مي دي پيك ببره مشتري هم نمي بيني فحشش مي مونه واست ! من اين باندتون هم مي شناسم !

باندم كجا بود ، نه اين كه اين دي وي دي ها كه از بيرون مي خرم رو بهترين جنس رايت مي شه اينا مي اندازن به من من مي اندازم به يكي ديگه تو مي اندازي به يكي ديگه و اين چرخه بنداز بنداز همين جوري تو بازار كامپيوتر رواج داره متاسفانه ! حالا چي پيشنهاد مي دي

بيا راي ديتا ببر ، چينيه تضميني ! 180 !

جهنم يه بارم اينو بده ببينيم چيه ، خط و خش نداشته باشه !

نه آقا تضميني سوخت ور دار بيار ! من تابستون هي برق مي رفت ملت كلي ور مي داشتن مي آوردم الان تو انبار سوخته هاش هست ! من تضمين بدم يه چيزي مشكلي داشت ور دار بيار !

نگه داشتي بكني تو پاچه ملت ديگه ، ديسك سوخته به چه دردت مي خوره! يه بسته بده بريم بابا !

بفرما ...

چه بسته بندي قشنگي هم داره ( با حالت تمسخر گفتم ،‌مسخره ترين بسته بندي دي وي دي تو عمرم ديده بودم همين بود )

داشتم پول رو مي شمردم اين فك يارو مثل چي كار مي كرد ، هي تمركزم بهم مي ريخت ! يه مشتري هم دم در وايساده بود كه من تازه متوجه ش شده بودم نمي دونم از كي داشت گوش مي داد به بحث ما دو تا برگشت بهم گفت آقا سريال لاستم داري ؟!؟

دارم ولي بدون زير نويسه !

مغازه داره ،‌گفت آقا من دارم زير نويسم داره ، ‌ببين مشتري اينجوري جور مي شه !

گفتم آره ولي اين شصد تا دي وي ديش كرده بهت مي ده پنجاه تومن من بتركون بهت مي دم ده تومن ! ببين پوله درسته ،‌اون قدر حرف زدي ده بار شمردم نفهميدم چقدر شمردم !

خنديد و گفت آره درسته و بعدشم گفت حسن ،‌ كارتتو بده به آقا لاست مي خواد !

گفتم مرسي و زدم بيرون !

تقريبا مطمئنم ، كه بعد از خروجم از مغازه هم پشت سرم حداقل به مدت دو قيقه با اون مشتري حرف زده !

خوب ديگه خيالم راحت شد چون طي يك ماهو نيم گذشته تقريبا هشتصد هزار تومن خرج كردم و البته اصلا ناراحت نيستم كه چرا اينقدر خرج كردم ،‌الان تنها مسئله اينه كه ديگه هيچي پول ندارم ! به همين دليل تا مدتي مثل اسب كار مي كنيم :)

مرسي كه تا تهش خوندين ، غلطم داشت ببخشيد اونقدر خستمه كه واقعا حوصله اصلاح ندارم !
+ نوشته شده در  دوشنبه 12 اسفند1387ساعت 1:17  توسط جاوید  | 

براي ماهي هاي قرمز تنگ 

سلام

همين الان از بيرون وقتي داشتم بر مي گشم ديدم مغازه دم خونمون كه هميشه نزديك عيد ماهي قرمز مي آره ، ماهي آورده و يه خانومم با يه سبد كوچيك به دست مثل اين شكار چي ها وايساده بالا تشتي كه ماهي ها توشه تا يكي شو شكار كنه ...

هر سال دلم براي ميليون ها ماهي قرمزي كه به ميليون آدم متفاوت براي سر سفره عيد فروخته مي شه مي سوزه ، ماهي هايي كه نماد زندگي هستن به خاطر سهل انگاري بي خيالي ما معمولا تا بعد عيد دوام نمي آرن ! چه بسا كه خيلي هاشونم قبل از عيد مي ميرن !

وقتي خيلي بچه بودم هميشه اين برام سوال بود كه چرا ماهي هاي كوچلو قشنگ عيد زود مي ميرن يعني عمرشون اينقدر كوتاهه ؟! تا اينكه يه بار يه روزنامه افتادم دستم كه يه صفحش در مورد ماهي ها نوشته بود همشو خوندم چيز خاصي ننوشته بود تنها نكته اي كه توش بود و برام جالب بود ، اين بود كه نوشته بود يكي از دلايلي كه ماهي هاي عيد زود مي ميرن اينه كه اكثرا با سبد و اينا گرفته مي شن و ماهي مدتي هر چند كوتاه خارج آب مي مونه و همين به آب شش صدمه وارد مي كنه كه بعد از مدتي باعث مرگ ماهي مي شه ! ساده ترش مي شه گفت وقتي با سبد يا تور يه ماهي رو مي گيريد به نوعي اونو با شكنجه به قتل مي رسونيد !

از اون موقع به هر كي دم دستم مي رسيد مي گفتم پلاستيك رو بكنن تو آب و ماهي رو همراه با آب بگيرن و اگه فروشنده اي نذاشت همچين كاري بكنن اصلا از اون ماهي نگيرن ! اولين عيدي كه اين روش تست شد ماهي كمي بيشتر عمر كرد ولي بازم مرد :(

مدت ها گذشت هميشه ماهي رو همين جوري مي گرفتم يا توصيه اكيد مي كردم ماهي رو اينجوري بگيرن ماهي بيشتر عمر مي كرد ولي عمرش كوتاه بود ! يكي از چيزاي ديگه كه هميشه برام سوال بود اين بود كه مگه اين ماهي غذا نمي خوره كه هيچ وقت هيچكس بهش هيچي نمي ده ! بزرگترا هميشه بهم مي گفتن اون از موجودات ريزي كه تو آبه و ما نمي بينيم تغذيه مي كنه !!! به نوعي يعني هوا مي خوره ! الان چند سالي كه كشف شده بايد به ماهي هاي قرمز كوچيك تنگم غذا داد و اون بيچاره هم مي خوره  و حتي بهتون علاقه مندم مي شه مثل همين ماهي عيد سال گذشتمون همين كه از بقل تنگش رد مي شي همچين شنا مي كنه سمتت كه يعني بهم غذا بده  اگه به ماهي هاتون غذا بدين خيلي عمر مي كنه ! يه ماهي داشتم كه سه سال عمر كرد غذا هم نمي خواد چيز پيچيده اي بهش بدين ، منظورم از اين غذا هاي مزخرفي كه به اسم غذاي ماهي مي فروشن ! اونا مال ماهي هاي گوشت خواره ماهي تنگ كه گوشت خوار نيست ! اگه دقت كرده باشيد دندون نداره ! بهش نون بدين اين همه نون مي خورين يه دو سانتشم بدين به ماهي تون تا بيشتر عمر كنه ! و از گشنگي نميره !

هر سال ميليون ها ماهي قرمز تنگ به خاطر گشنگي توسط ميليون ها آدم بي خيال كشته مي شن ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 11:26  توسط جاوید  | 

فضول رو بردن زير زمين چراغ نداشت خورد زمين !‌دسش اوخ شد ، فضولي نكنيد !

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 اسفند1387ساعت 2:23  توسط جاوید  | 

مدتيسيت كه فقط به خودمان خوش مي گذرانيم به همين علت پول هايمان داره تموم مي شه ! ماه گذشته پونصد هزار تومن ناقابل خرج خودمان كرديم هيچ كلا يه ساعت هم كار نكرديم كه پولي در بياوريم چشممان روشن !

خيلي مايه دار نيستم ، خدا رو شكر بدبختم نيستم ! ديدين به يكي مي گن مايه دار بهش بر مي خوره ولي به من بر نمي خوره چون به نظر من حرف زشتي نيست ! به آدم بگن مايه دار خيلي بهتره تا بهت بگن بدبخت گدا ! اون پول هاي بالا هم همگي از پس اندازم خرج شد ، يهو عشق يه چيزي گرفتم منم همين جوري خرج كردم تا الان نزديك پونصد تومن شده ! فكر كنم بايد آستين ها رو بدم بالا دوباره بزنم به كار و اين حساب رو شارژ كنيم ! تا بلكه سال ديگه دوباره يه ماه كامل به خودمان خوش بگذرونيم ! اين فعلش خيلي قرو قاطي بود ولش كن !

+ نوشته شده در  شنبه 3 اسفند1387ساعت 23:51  توسط جاوید  |