تبليغاتX
برای خودم

درسته كه يه سال ديگه يه مدرك بهمون مي دن كه روش نوشته شده جاويد فارق التحصل از رشته مهندسي تكنولوژي نرم افزار ! ولي دليل نمي شه بتونم يخچال خونه رو تعمير كنم .....

فعلا موقتا درستش كردم دعا كنيد ، حداقل تا صبح صداش در نياد ديگه ! حوصله جرو بحث با بابا رو نصف شبي ندارم !

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 شهریور1388ساعت 1:40  توسط جاوید  | 

دو سه روزه هي مي خوام بنويسم نمي شه ، يا بلاگ فا نيست ، يا حسش مي پره ، يا يكي مي آد يهويي تو ميسنجر يا جاي ديگه كلا يادم مي ره مي خواستم بنويسم !

الانم دارم مي رم بيرون ، ديروز بارون اومده ، هوا ابري و قشنگه ، ديروزم كه جاتون خالي كلي زير بارون را رفتم و خيس شدم ............................

ديگه همين بقيشو ديدم نگم بهتره !

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 17:42  توسط جاوید  | 

خيلي ساده و يهويي اومد اولش دوسش داشتم هميشه بهم انرژي مثبت مي داد ولي يواش يواش شد غم و غصه ! بار دومي بود كه با يه جمله تونست همه احساس هاي خوبم رو نابود كنه !

پ. ن : بازم تلفنم رو جواب نمي ده ! ديگه حوصلش رو ندارم ....

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 شهریور1388ساعت 19:28  توسط جاوید  | 

دقيقا همين الان دلم مي خواد يكي نازم كنه ! ولي از اونجايي كه كسي نيست اين لطف رو بكنم خودم يكم خودم رو ناز كردم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه 23 شهریور1388ساعت 0:50  توسط جاوید  | 

سلام

نمي دونم اين چه سيستمي كه هر وقت از يكي خوشت مي آد بهت بي محلي مي كنه ولي همين كه از يكي بدت مي آد مي آد مي چسبه بهت و ولت نمي كنه به اين راحتي ها !

يه مشكل عميقي هم كه دارم اينه كه معمولا نمي تونم منظورم رو درست برسونم ! كه البته خدا رو شكر اين مسئله مانعي در برابر قدرت برقراري ارتباطم نيست ...

وقتي سنم خيلي كمتر از الان بود ، الانم البته همچين زياد نيست ، اعتماد به نفسم خيلي پايين بود ، قدرت برقراري ارتباطم در حد صفر بود ! ولي الان مي تونم بگم اعتماد بنفس خيلي بيشتر شده و قدرت برقراري ارتباطم با افراد خارج از فاميل در حد زيادي بالا رفته ! من با غريبه ها خيلي راحت تر از فاميل مي تونم ارتباط برقرار كنم اينم يه نوعشه ديگه !!!

+ نوشته شده در  جمعه 20 شهریور1388ساعت 23:18  توسط جاوید  | 

در رابطه با پست پايين يكي گفته بود بعضي وقتا از يه نفر اونقدر متنفر مي شي كه چيزايي كه براتون خوب بوده به نظرت بد مي آد ، لازم به ذكره اين مورد اينكه با اسم خطاب بشم يكي از عادت يكي بود كه واقعا ازش بدم مي اومد ولي اينكارش رو دوست داشتم !!!!!!!!!! پس ربطي نداره !

دقيقا امشب سومين شبيه كه از پارك رو به رو اتاقم صداي جيرجيرك مي آد ، نمي دونم قبلا گفتم يا نه ولي از صداي سكوت مطلق شب متنفرم ، يه جورايي به نظرم صداي مرگه اين جيرجيرك ها با صداي يه نواختشون تا صبح اين سكوت لعنتي رو مي شكنن واسه همينه كه دوسشون دارم ...

يكم دارم سعي مي كنم دامنه بي تفاوتيم به يه سري مسائل رو بيشتر كنم ! يكي از بزرگترين مزيت هاي بزرگتر كردن اين دايره اينه كه نگراني هات كمتر مي شه ! بيشتر مي خواستم بنويسم ولي در گير يه سري مسائل شدم ديگه نوشتنم نمي آد !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 شهریور1388ساعت 0:31  توسط جاوید  | 

سلام

تو اين مدت چند بار اومدم ، بنويسم بعضي وقتا هم يه چيزايي نوشتم ولي ديدم همش و غز و انرژي منفي ! واسه همين پابليش نكردم و همين جوري بستمشون گذاشتم گم بشن !

يكي از چيزايي كه من خيلي خوشم مي آد تو رابطه هاي دو طرفه * اينه كه وقتي يكي داره باهام حرف مي زنه با اسم صدام كنه ، نمي دونم چرا ولي برام خيــــــــــــــــــــــــــلي لذت بخشه ، وقتي دو نفريم با اينكه مشخصا طرف گفتگو خودم هستم ولي اسمم رو بشنوم از طرف مقابلم ،‌اتفاقي كه معمولا نمي افته ...

مدتيه صرفا واسه اينكه به چيزاي بي خودي فكر نكنم ، خودم رو الكي مشغول كردم يعني هي واسه خودم كار بي خود درست مي كنم و به اين اون قول مي دم و چون قول دادم بايد كار رو انجام بدم اينجور مواقع عجيب نتيجه مي ده !

ديگه همين برم به كاراي الكي كه واسه خودم درست كردم برسم !

*منظور از رابطه دو طرفه صرفا رابطه من با يه دختر نيست ، طرف مقابل مي تونه پسرم باشه !

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 12:2  توسط جاوید  | 

مطمئنا تازه اولشه ، من فكر مي كردم تموم شده !!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 شهریور1388ساعت 2:16  توسط جاوید  | 

چيزي به نام زشتي و زيبايي وجود نداره اين ماييم كه زشتي ها و زيبايي ها رو درست مي كنيم ... از جملات قصار خودم كه ممكنه قبلا يكي ديگه هم گفته باشه !!!

+ نوشته شده در  جمعه 6 شهریور1388ساعت 23:54  توسط جاوید  | 

در ادامه مطلب پايين باز دهخدا مي گه :
گاری . (هندی ، اِ)  قسمی دستگاه حمل باچرخ که اسب آن را کشد. ارابه ای که با اسب کشیده شود. این لفظ هندی است و در هندی بمعنی مطلق گردون است و در قرن اخیر داخل فارسی شده . (فرهنگ نظام از برهان قاطع چ معین ). رجوع به ارابه ، عرابه و عراده شود.

كه در واقع يعني اون كسي كه مي ره دنبال گاري اسبه !!!

لازم به ذكره كه مطلب فوق صرفا جواب كسي بود كه ظاهرا نيومد اينجا رو بخونه ، اگرم اومده ساكت و بي حرف رفته ولي شاكيان بسيار زياد ديگه اي پيدا كرده . مطلب زير صرفا يه مطلب طنز بود كه ممكن بود تو روزنامه يا تلوزيون و مجله بخونيد و هيچ عكس العملي هم در موردش نداشته باشيد ! ولي صرفا چون تو اينترنت خوندينش و توسط يه پسر نوشته شده موضع گيري هايي بسيار تندي داشت !‌ن گارنده مطالب فوق رو مخصوصا به حال طنز بيان كرده بود كه برداشت هاي اينچنين ازش نشه وگرنه مي شد خيلي جدي تر يه سري مسائل رو مطرح كرد و از عمد باعث رنجش خاطر خيلي ها شد من بهتون تضمين مي دم كه هيچ قصد و غرضي پشت اين مطالب نبود و صرفا يه واكنش يهويي به مطلب تند يه نفر ديگه بود مثل واكنش يهويي شاكيان محترمه ....

موفق باشيد يه مدت اينجا ديگه نمي نويسم !

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 22:32  توسط جاوید  | 

برسي دقيق كلمه خواستگاري !!!

همونطور كه مي بينيد اين كلمه از دو بخش خواست + گاري تشكيل شده  يعني كسي كه گاري مي خواد ! اصولا تو مراسم خواست گاري بحث هايي بر سر قيمت گاري (مهريه) پيش كشيده مي شه و در بعضي از مواقع بحث هزينه هاي شده براي ساخت گاري (شيربها)  نيز مطرح مي شه ... البته اين گاري معمولا قيمتش از آخرين ماشين هاي مدل روز نيز بيشتر است ، در حالي كه هزينه ساخت اين گاري بسيار پايين تر از خود گاري است ! البته خوبي اين گاري اينه كه لازم نيست پولش رو يهو بدين و مي گويند كي پول گاري رو داده كي گرفته ولي در موارد بسيار ديده شده كه خيلي ها پولش رو دادن و خيلي ها هم گرفتن ، البته اگه لازم شد پولش رو بدين مي رين يه جايي به اسم دادگاه خانواده اونجا براتون قست بندي مي كنن (مي دونم قسط با ط  اينجا فضول ياب نصب شده بود)  كه بايد تا آخر عمرتون قسطش رو بديد ! و طبق قانون هزينه اين گاري به نرخ روز محاسبه مي شود ! يعني اين گاري با گذشت زمان نه تنها ارزش خود را از دست نداده بلكه ارزش اون بيشتر نيز مي شود ، از معايب اين گاري اينه كه قابل فروش نيست و پس از خريد نمي تونيد بفروشيدش و در بعضي از مواقع حتي مجبوريد با بسياري از افرادي كه به گاري شما چپ نگا مي كنن دعوا نيز بكنيد و بسياري افراد نيز سر اين گاري كشته يا مجروح شده اند ....!

حالا كه با معني اين واژه آشنا شديد ببنيد دهخدا چي گفته :

خواستگاری . [ خوا / خا ] (حامص مرکب ) خواستاری . درخواست . (ناظم الاطباء) (یادداشت بخط مؤلف ). || خواهش . || طلب عروسی و زناشوئی . (ناظم الاطباء). عمل خواستگار. (یادداشت مؤلف ).

با توجه به اون قسمتي كه قرمز كردم و نوشته هاي بالام به نظرتون برا همچين گاري آدم بايد خواهشم بكنه ، حالا هي ناز كنيد !!!!

بقيه واژگان مرتبط به گفته دهخدا :

شیربها. [ ب َ ] (اِ مرکب ) بهای شیر و قیمت شیر. || انعامی که پس از بازگرفتن کودک از شیر به دایه ٔ وی می دهند. (ناظم الاطباء). || مزد دایگی و شیر که به کودک دهند : موسی را به وی [ به مادر موسی ] دادند [ فرعون و زنش ] و اقرار کردند که هر ماهی دویست دینار شیربها به او بدهند. (قصص الانبیاء). || آنچه از قماش و زر و گوهر و سیم که در هنگام عروسی از خانه ٔ داماد به خانه ٔ عروس فرستند. (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (از انجمن آرا) (از غیاث ) (از برهان ). پول نقدی که خانواده ٔ عروس از داماد گیرد

مهریه . [ م َ ری ی َ /ی ِ ] (از ع ، اِ) مَهر. کابین . آنچه دهد داماد عروس را برای نکاح . دست پیمان . شیربها. رجوع به مهر شود.

همون طور كه مي بينيد براي اين پيمان بايد پول نقد هم پرداخت كرد !!!

پ. ن :‌مي دونم اين مطلب به مذاق خيلي از خانوم هاي خواننده اينجا خوش نمي آد ، با توجه به اينكه دختر نيستم ولي احساس مي كنم بحث بر سر مهريه و شيربها اينا كلا براي خيلي از دخترها هم خوشايند نيست .... و براي خيلي هاي ديگه هم خوشاينده كه مثلا قيمتشون از دختر خالشون بيشتر بوده !!!!

پ. ن :‌ اين مطلب رو صرفا بعد از خوندن وبلاگ يه خانومي كه تازگي خواستگاري براش اومده بود و تو وبلاگش اون فرد رو با خاك كوچه يكي كرده بود اينجا نوشتم و در واقع نوعي جواب به تند روي هاي ايشون بوده كه دعوتشون كردم اينجا هم ببينند !البته ‌اگه ببينند !

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 22:5  توسط جاوید  | 

در حال حاضر اينجا بيشتر از وب سايتم به روز مي شه ،‌بعضي وقتا يه چيزي يا يه حركت يه نفر روي آدم تاثير مثبت يا منفي مي ذاره ! فكر كنم دوشب پيش بود حركت يه نفر رو تاثير دپرس ناك گذاشت كه هنوز اثرش رفع نشده !

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 شهریور1388ساعت 21:25  توسط جاوید  | 

دوستي :

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 12:17  توسط جاوید  | 

اينو من نگفتم مي گن ويكتور هوگو گفته ! منم تاييدش مي كنم !

ادم ها در دو حالت همديگر را ترك مي كنند اول اينكه احساس كنند كسي دوستشون نداره و دوم اينكه احساس كنند يكي خيلي دوستشون داره !

+ نوشته شده در  دوشنبه 2 شهریور1388ساعت 9:38  توسط جاوید  |