|
|
|
|
|
سلام جالبه دقيقا مي دونستم اين اتفاق مي افته و تقريبا از همينش مي ترسيدم ، البته خوب چون از همون اولش به من ربطي نداشت ! الان نمي دونم دقيقا چه حسي دارم ! خوب ماه گذشته يه ورژن خاص از جاويد رو داشتيم ، كه خيلي قسمت هاش مورد توجه دوستانم قرار گرفت ولي بشخصه از خيلي از اون قسمتاش خوشم نيومد ! ولي خوب حس خوبي كه دوستان به خاطر اون قسمتا وارد مي كردن خوب بود ! در هر صورت يه سري چيزاي خوبشو جدا كردم و قرار شد تو اين ورژن جديد كه الان يه ساعته شروع به كار كرده قرار بدم و يه سري تغييرات اساسي هم داده بشه يه سري باگا گرفته شد ! تا الان كه بدون مشكل داره كار مي كنه ! و اميدوارم حداقل به مدت يه ماه بدون هيچ ايرادي كار كنه ... يه سري چيزاي جديد كه تو اين ورژن قرار دادم يكم ترسناكه چون تا حالا باهش رو به رو نشدم ! ولي خوب هست ديگه ! بايد اجرا بشه !!!!! اونم بخش ارتباط برقرار كردن با يه سري آدم خاصه ، كه مطمئنا مي تونه تاثير خيلي زيادي تو خود من آيندم ، طرز (املاش درسته ! ) تفكرم و كارم و زنديگم در آينده داشته باشه ! اين مهمترين تغيير ورژن جديده .......... سوال زيرم اگه اومدي اينجا رو خوندي جواب ندادي خيلي بدي !!! تا حالا به اين فكر كردين چند نفر دوست دارن جاي شما باشن ؟!؟ |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 27 آبان1388ساعت 0:23 توسط جاوید
|
|
||
|
|
|
|
|
سلام نوشته دويست و هيجده رو دوست ندارم وقتي اين صفحه پر شد تاييدش مي كنم كه كمتر ديده بشه ! مدت ها بود شديدا به يه مسافرت نياز داشتم ، ترجيحا با يه جمع چون تنهايي نه خيلي فاز مي ده و نه حوصله آدم مي شه ... در همين راستا و قانون جاذبه اينا كه مي گن يه پيشنهاد مسافرت از طرف كسي كه اصلا انتظار نداشتم شد و با كمال ميل قبول كردم ! البته مشكلاتي سر راه بود در مورد دانشگا كه مرتفع كرديم و چهارشنبه با اجازه شما ها يه سفر با يه جمعي كه فقط يكي شون رو مي شناختم به شمال داشتيم ! و اما نكته : تو اين مسافرت اون كسي كه منو دعوت كرده بود تقريبا اصلا ما رو آدم حساب نكرد ! و بقيه هم كه كلا غريبه بودن و فكر كنم چون دعوت كننده خيلي ما رو تحويل نمي گرفت بقيه اين حس رو داشتن ، كه من آويزون شخص دعوت كننده شدم !!! بر همين اساس تصميم گرفتم تو جمع كلي شون ساكت باشم و كمتر حرف بزنم تا حداقل كمتر وجودم به عنوان يه آدم اضافه و آويزن حس بشه ! مطمئنا شخص دعوت كننده بعد از خوندن اين مطلب ديگه كلا منو جايي دعوت نمي كنه مخصوصا مسافرت ... البته همونجا به ايشون گفتم كه برخوردشون با من مناسب نيست و ايشونم يه سري دلايل نسبتا منطقي آوردن و من كمي قانع شدم ! ولي در كل خوب بود و به اين مسافرت احتياج داشتم ولي در كل اگه تنها هم مي رفتم با توجه به اوضاع موجود خيلي فرقي نمي كرد .... فكر كنم قانون جاذبش يكم باگ داشت كه اينجوري شد ! |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 23 آبان1388ساعت 19:41 توسط جاوید
|
|
||
|
|
|
|
|
دقيقا همين الان تو همين لحظه با تمام وجود با گرفتن يه اس ام اس همه تنهاييم رو حس كردم ......................................... |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 11:36 توسط جاوید
|
|
||